این تهران چرا این قدر خشکه؟! از صبح که بلند می شیم تا شب فقط به دست و صورت و پا و همسایه هامونم کرم می زنیم و آخرش همه اش خشکیم و کسی باهامون دست می ده انگار به یه عمله دست داده! اشتهامم بود که یه مدت مدیدی کور بود بگو خوب.. الان باز شده و نون های نازک خوابگاه با پنیر خشک شده هم واسه ام دلبری می کنن! هر شب به خودم می گم که ************** هستی اگه فردا پرخوری کنی و فردا به خودم ثابت می کنم که همه ی اون ستاره ها هستم و پرخوری می کنم! موافقین یه عکس دیگه از خودم بذارم که بهم نگین شبیه پونه قدوسی ام؟! یا نه... جواد بازیه هر روز هر روز هی عکس بذارم! شدم مثل رامونا! همه اش دارم غر می زنم.نمی دونم چمه.همه اش احساس افسردگی می کنم.هیچی خوشحالم نمی کنه. پ ن:علی جان اون مسئله ای که پرسیدی یادم نیست اما قدیم ندیما که خازن می خوندم چند جا باهاش برخورد کردم و متوجه شدم تو فیزیک پایه ۲ به بهترین شکل توضیح داده. یه فروندالهام! حال رمزدار کردن ندارم خودتون خواهر مادر دار برخورد کنین.تازه هدف کاملا هنری بود.به این سایت سر بزنید حالم گرفته! دلم یه ثروت بادآورده می خواد! خوش به حالت پاریس هیلتون!!!!!! پ ن:حالا جدا از این بحث ها و غصه ها قالب وبلاگ رو حال می کنین؟! بی کلاس طراحیش کرده.وااااای.خوشحالم.مرسییییییی روزهام می گذره... قبلا ها فکر می کردم ارشد قبول شم یه جای آسمون پاره می شه و همین جور حال و خوشیه که به سمتم سرازیر می شه اما گذشت و قبول شدم و هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و غم و مسئولیت هام فقط شکل عوض کردن. راستی من نگفتم که در اولین برخوردم در دانشگاه "اورانوس زمینی" رو دیدم؟! خوب حالا می گم.خیلی خیلی بهتر از تصورم بود.فکر می کردم آدم خشکی باشه اما گرم و مهربون بود.حالا در راستای "بیاین دور هم باشیم" دوست دارم ببینمتون.با همه تونم ها! اونایی که تمایل دارن با اینجانب فیس تو فیس بشن و با این قرارهای وبلاگی حال می کنن به صورت"خصوصی" یه ندا بدن که هم دیگه رو ببینیم.جو کاملا خواهر برادریه خواهشا صابون شکم پاک بشه.منتظرم.
![]()
| Design By : Night Skin |
